ترجمه "inquisitive" به فارسی
کنجکاو, فضول, آموزخواه بهترین ترجمه های "inquisitive" به فارسی هستند.
inquisitive
adjective
دستور زبان
Too curious; overly interested; nosy. [..]
-
کنجکاو
adjectiveMeanwhile the door from the inner rooms was opened inquisitively again.
در این هنگام درهای اتاقهای داخلی دوباره توسط اشخاص کنجکاو باز شد.
-
فضول
adjective nounand there are no inquisitive public prosecutors out there to interfere with you.
بدون آنکه دادستان کل فضول از شما بازخواست بکند یا در کارتان مداخله نماید.
-
آموزخواه
-
ترجمه های کمتر
- آموزدوست
- زیادپرس
- پرسان
- کنجکاوی برانگیز، سوال برانگیز
- فزون پرس
- مربوط به اندیشه
- مشتاق پرسش و یادگیری
- پی جو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inquisitive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inquisitive" با ترجمه به فارسی
-
انکیزیسیون · تفتیش عقاید
-
بازجویی کردن · تحقیق کردن
-
فضولی · کنجکاوی
-
تحقیقی · وابسته به تحقیق یا رسیدگی · وابسته به دادگاه روحانی
-
(در اروپای قرون وسطی - با the و I بزرگ) تفتیش مذهبی · استنطاق · انکیزیسیون · بازجویی · تفتیش عقاید · رسیدگی
-
ازروی کنجکاوی · فضولانه
-
تفتیش عقاید در اسپانیا (آغاز: 8741)
-
(در اروپای قرون وسطی - با the و I بزرگ) تفتیش مذهبی · استنطاق · انکیزیسیون · بازجویی · تفتیش عقاید · رسیدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن