ترجمه "inquisitiveness" به فارسی

کنجکاوی, فضولی بهترین ترجمه های "inquisitiveness" به فارسی هستند.

inquisitiveness noun دستور زبان

The quality of being inquisitive; curiosity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنجکاوی

    When you are inquisitive, Jane, you always make me smile.

    وقتی این قدر کنجکاوی میکنی، جین، همیشه باعث میشوی من لبخند بزنم.

  • فضولی

    Pardon me if I seem to be too inquisitive.

    ببخشید اگر خیلی فضولی می کنیم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inquisitiveness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inquisitiveness" با ترجمه به فارسی

  • انکیزیسیون · تفتیش عقاید
  • بازجویی کردن · تحقیق کردن
  • تحقیقی · وابسته به تحقیق یا رسیدگی · وابسته به دادگاه روحانی
  • آموزخواه · آموزدوست · زیادپرس · فزون پرس · فضول · مربوط به اندیشه · مشتاق پرسش و یادگیری · پرسان · پی جو · کنجکاو · کنجکاوی برانگیز، سوال برانگیز
  • (در اروپای قرون وسطی - با the و I بزرگ) تفتیش مذهبی · استنطاق · انکیزیسیون · بازجویی · تفتیش عقاید · رسیدگی
  • ازروی کنجکاوی · فضولانه
  • تفتیش عقاید در اسپانیا (آغاز: 8741)
  • (در اروپای قرون وسطی - با the و I بزرگ) تفتیش مذهبی · استنطاق · انکیزیسیون · بازجویی · تفتیش عقاید · رسیدگی
اضافه کردن

ترجمه های "inquisitiveness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه