ترجمه "inquisitional" به فارسی
تحقیقی, وابسته به تحقیق یا رسیدگی, وابسته به دادگاه روحانی بهترین ترجمه های "inquisitional" به فارسی هستند.
inquisitional
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to an inquisition. [..]
-
تحقیقی
-
وابسته به تحقیق یا رسیدگی
-
وابسته به دادگاه روحانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inquisitional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inquisitional" با ترجمه به فارسی
-
انکیزیسیون · تفتیش عقاید
-
بازجویی کردن · تحقیق کردن
-
فضولی · کنجکاوی
-
آموزخواه · آموزدوست · زیادپرس · فزون پرس · فضول · مربوط به اندیشه · مشتاق پرسش و یادگیری · پرسان · پی جو · کنجکاو · کنجکاوی برانگیز، سوال برانگیز
-
(در اروپای قرون وسطی - با the و I بزرگ) تفتیش مذهبی · استنطاق · انکیزیسیون · بازجویی · تفتیش عقاید · رسیدگی
-
ازروی کنجکاوی · فضولانه
-
تفتیش عقاید در اسپانیا (آغاز: 8741)
-
(در اروپای قرون وسطی - با the و I بزرگ) تفتیش مذهبی · استنطاق · انکیزیسیون · بازجویی · تفتیش عقاید · رسیدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن