ترجمه "insecurity" به فارسی
ناامنی, خطر, نامحفوظی بهترین ترجمه های "insecurity" به فارسی هستند.
insecurity
noun
دستور زبان
A lack of security, uncertainty [..]
-
ناامنی
If life had been insecure and frightening before this, it was doubly so now.
قبلا هم در جنوب ناامنی و ترس وجود داشت ولی حالا وضع بسیار بدتر شده بود.
-
خطر
nounYou think he's insecure?
بهت ميگه که احساس خطر ميکني
-
نامحفوظی
-
ترجمه های کمتر
- مخاطره
- بی اعتباری
- نا امنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " insecurity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "insecurity"
عباراتی شبیه به "insecurity" با ترجمه به فارسی
-
بدون ایمنی · بی امنیت · بی تامین · بیمناک · خطرآمیز · دلواپس · سست · عاری از اعتماد به خود · غیرقابل اطمینان · غیرقابل اعتماد · متزلزل · نااستوار · ناامن · نامطمئن · نگران
-
بطور ناامن · بطور نامحفوظ · بطورسست
-
بطور ناامن · بطور نامحفوظ · بطورسست
-
بطور ناامن · بطور نامحفوظ · بطورسست
-
بدون ایمنی · بی امنیت · بی تامین · بیمناک · خطرآمیز · دلواپس · سست · عاری از اعتماد به خود · غیرقابل اطمینان · غیرقابل اعتماد · متزلزل · نااستوار · ناامن · نامطمئن · نگران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن