ترجمه "inseparable" به فارسی

لایتجزا, جدانشدنی (یانکردنی), جدایی ناپذیر بهترین ترجمه های "inseparable" به فارسی هستند.

inseparable adjective noun دستور زبان

Not able to be separated. Bound together permanently. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لایتجزا

  • جدانشدنی (یانکردنی)

  • جدایی ناپذیر

    Charles Gould had with him the inseparable companionship of the mine.

    چارلز گولد همیشه آن معدن را مثل یاری جدایی ناپذیر به همراه خود داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inseparable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inseparable" با ترجمه به فارسی

  • بهم پیوسته
  • دوستان صمیمی · دوستان یا کسانی که از همدیگرسوا نشوند
  • بطور تجزیه ناپذیر · بطور جدا نشدنی · چنانکه نتوان سوا کرد
  • تجزیه ناپذیری · عدم امادگی برای جدا شدن
  • تجزیه ناپذیری · عدم امادگی برای جدا شدن
  • بهم پیوسته
  • بطور تجزیه ناپذیر · بطور جدا نشدنی · چنانکه نتوان سوا کرد
اضافه کردن

ترجمه های "inseparable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه