ترجمه "intact" به فارسی

دست نخورده, سالم, کامل بهترین ترجمه های "intact" به فارسی هستند.

intact adjective

Untouched, especially by anything that harms, defiles, or the like; uninjured; whole; undefiled; left complete or entire; not damaged. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دست نخورده

    adjective

    Everything was intact. She went down to the dock.

    همه چیز دست نخورده بود. با اسکله رفت.

  • سالم

    adjective

    He was his old self talking, laughing, brain intact.

    او خودش شده بود، همان آدم قبلی که صحیح و سالم حرف میزد و میخندید.

  • کامل

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • بی عیب و نقص
    • بی کم و کاست
    • صحیح و سالم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intact " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intact" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "intact" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه