ترجمه "intangibility" به فارسی

بغرنج, نامحسوس, نرم بهترین ترجمه های "intangibility" به فارسی هستند.

intangibility noun دستور زبان

The quality or state of being intangible; intangibleness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بغرنج

  • نامحسوس

    That intangible malignity which has been from the beginning

    آن بدسگالی نامحسوس ناملموس که از ابتدا بوده است

  • نرم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • درک نکردنی
    • غیر عینی
    • لمس ناپذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intangibility " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intangibility" با ترجمه به فارسی

  • بطورلمس ناپذیر · بغرنج وار · چنانکه نتوان احساس کرد · چنانکه نتوان درک کرد
  • بغرنج · دارای ارزش معنوی · دشوار · غیرجسمانی · غیرقابل لمس · مبهم · نا آشکار · ناتن مند · نامحسوس · نامرئی · ناملموس · ناپرماسیدنی · ناپساویدنی · نهفته · پرماس ناپذیر
  • استهلاک دارائیهای نامشهود
  • دارایی نامشهود
اضافه کردن

ترجمه های "intangibility" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه