ترجمه "intake" به فارسی

پذیرش, درونکشی, تنفس بهترین ترجمه های "intake" به فارسی هستند.

intake verb noun دستور زبان

The place where water or air is taken into a pipe or conduit; opposed to outlet. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پذیرش

    noun

    " The history department functions as one would expect for a school of this intake.

    وظایف حوزه تاریخ اگر چه مطابق با انتظاری که از آن هست برای مدرسه ای با این جایگاه و پذیرش

  • درونکشی

  • تنفس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مدخل
    • تورفتگی
    • درونبردگاه
    • درونبری
    • درونکش
    • درونکشگاه
    • درونگاه
    • دودکش
    • استنشاق
    • باریکی
    • دهانه
    • (عمل بردن به درون یا کشیدن به داخل) درونبرد
    • (محل یا دهانه ای که توسط آن آبگونه را به درون لوله یا مجرا و غیره می ریزند) ورودی
    • (معدن) هواکش
    • (مکانیک) میزان انرژی گرفته شده
    • باریک شدگی (مجرا یا لوله و غیره)
    • خلیج کوچک
    • در هنگ
    • میزان درونکشی
    • میزان پذیرش
    • نیروی جذب شده
    • کارمایه گیری (input هم می گویند)
    • کم شدن ناگهانی پهنا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intake " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Intake
+ اضافه کردن

"Intake" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Intake در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "intake" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "intake" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه