ترجمه "integrable" به فارسی
انتگرال, (ریاضی) انتگرال پذیر, بندک پذیر بهترین ترجمه های "integrable" به فارسی هستند.
integrable
adjective
دستور زبان
(calculus) Able to be integrated [..]
-
انتگرال
nounThe integral measures the area of the curve from point'A'to point'B'.
اندازه ی انتگرال مساحت منحنی از نقطه ی " آ " تا نقطه ی " ب ".
-
(ریاضی) انتگرال پذیر
-
بندک پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " integrable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "integrable" با ترجمه به فارسی
-
تولید یک پارچه
-
ادغام از این به بعد، ادغام عمودی به پایین
-
شرح، کشف، و یکپارچهسازی فراگیر
-
برنامه ی کنترل یکپارچه ی مدیریت
-
نقش ترکیبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن