ترجمه "integrator" به فارسی

همبندگر, همسازگر, (ریاضی) ماشین انتگرال گیر بهترین ترجمه های "integrator" به فارسی هستند.

integrator noun دستور زبان

A person who, or a device which integrates [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همبندگر

  • همسازگر

  • (ریاضی) ماشین انتگرال گیر

  • ترجمه های کمتر

    • (شخص یا چیز) یکپارچه ساز
    • ادغام کننده
    • بندک گیر
    • هم آمیزگر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " integrator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "integrator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "integrator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه