ترجمه "integument" به فارسی

پوست, پوش, پوشش بهترین ترجمه های "integument" به فارسی هستند.

integument noun دستور زبان

(biology) An outer protective covering such as the feathers or skin of an animal, a rind or shell. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوست

    noun
  • پوش

    verb
  • پوشش

    noun

    We must shape our words till they are the thinnest integument for our thoughts.

    ما باید واژگان را چنان به کار گیریم که ظریفترین پوشش افکار ما باشند.

  • ترجمه های کمتر

    • برپوش
    • جلد
    • (پوشش خارجی جاندار یا گیاه یا میوه و غیره) پوش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " integument " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "integument" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه