ترجمه "Integrity" به فارسی

دوستی، امانت, وجدان کاری, تمامیت بهترین ترجمه های "Integrity" به فارسی هستند.

Integrity
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوستی، امانت

  • وجدان کاری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Integrity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

integrity noun دستور زبان

Steadfast adherence to a strict moral or ethical code. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمامیت

    noun

    Bucky Fuller said that tension is the great integrity,

    باکی فولر گفت که کشش یک تمامیت فوقالعاده است،

  • درستی

    noun

    Uh, for the integrity of this investigation, please leave.

    اه ، برای درستی این تحقیقات ، لطفاً برید.

  • یکپارچگی

    The accuracy of data and its conformity to its expected value, especially after being transmitted or processed.

    this indifference, this integrity, the thud of something falling.

    این بیتفاوتی، این یکپارچگی، با صدای افتادن چیزی همراه بود.

  • ترجمه های کمتر

    • بی عیبی
    • کمال
    • صداقت
    • امانت
    • راستی
    • استحکام
    • پوشش
    • راستکرداری
    • صحت
    • فراگشتگی
    • فرگشتگی
    • یگانگی
    • همبستگی
    • بزرگواری
    • واحد
    • بی نقصی
    • بی کاستی
    • صورت کامل

عباراتی شبیه به "Integrity" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Integrity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه