ترجمه "Integrative" به فارسی
یکپارچه کننده, انسجام بهترین ترجمه های "Integrative" به فارسی هستند.
Integrative
-
یکپارچه کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Integrative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
integrative
adjective
دستور زبان
(sciences) Tending toward or promoting integration [..]
-
انسجام
The more you dwell on a virtue like integrity, the more you will behave consistently with it.
هرچه بیشتر به داشتن فضایلی مانند انسجام شـخصیت شـهرت پـیدا کـنید، بیشتر راعی این فضیلت میگردید.
عباراتی شبیه به "Integrative" با ترجمه به فارسی
-
تولید یک پارچه
-
ادغام از این به بعد، ادغام عمودی به پایین
-
شرح، کشف، و یکپارچهسازی فراگیر
-
برنامه ی کنترل یکپارچه ی مدیریت
-
نقش ترکیبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن