ترجمه "intercut" به فارسی
(فیلم و تلویزیون و غیره : صحنه را قطع کردن و صحنه یا عکس دیگری را گاهی به طور مکرر نشان دادن) میان برش, میان بری کردن بهترین ترجمه های "intercut" به فارسی هستند.
intercut
verb
دستور زبان
(cinematography) To alternate between scenes from one sequence and scenes from another film sequence, often with the sequences to be perceived as simultaneous. [..]
-
(فیلم و تلویزیون و غیره : صحنه را قطع کردن و صحنه یا عکس دیگری را گاهی به طور مکرر نشان دادن) میان برش
-
میان بری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intercut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن