ترجمه "interrogatory" به فارسی
بازجویانه, بازپرسانه, پرسشگرانه بهترین ترجمه های "interrogatory" به فارسی هستند.
interrogatory
adjective
noun
دستور زبان
(law) A formal question submitted to opposing party to answer, generally governed by court rule. [..]
-
بازجویانه
-
بازپرسانه
-
پرسشگرانه
-
ترجمه های کمتر
- پرسشی
- ادوات استفهام
- وابسته به بازپرسی
- پرسش (های) رسمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " interrogatory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن