ترجمه "intrigue" به فارسی

دسیسه, انتریگ, شیفته کردن بهترین ترجمه های "intrigue" به فارسی هستند.

intrigue verb noun دستور زبان

A complicated or clandestine plot or scheme intended to effect some purpose by secret artifice; conspiracy; stratagem. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دسیسه

    noun

    plot or scheme

    Price's keen little eyes seemed to suspect him of an intrigue.

    چشمان تیز بین پرایس با سوءظن به اینکه ممکن بود دستاندرکار دسیسه بوده باشد بروی خیره شده بود.

  • انتریگ

    plot or scheme

  • شیفته کردن

    to arouse interest

  • ترجمه های کمتر

    • توطئه
    • سوسه
    • آغالش
    • آغالیدن
    • فریفتن
    • (ادبیات) طرح داستان
    • (بسیار) خواهان و کنجکاو کردن
    • (قدیمی) گول زدن
    • (مسحور و شیفته کردن) خیره کردن
    • (مهجور) گیرانداختن
    • از راه دسیسه به دست آوردن
    • توطئه چیدن
    • دسیسه کردن
    • رابطه ی عشقی محرمانه
    • سر وسر
    • سوسه آمدن
    • مسامحه کردن
    • نقشه ی سری
    • هاج و واج کردن
    • گرفتار کردن
    • گیج کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intrigue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Intrigue
+ اضافه کردن

"Intrigue" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Intrigue در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "intrigue"

عباراتی شبیه به "intrigue" با ترجمه به فارسی

  • دسیسه کار · پشت هم انداز
  • khire konande · انگیزنده · خواهان ساز · خیره کننده · قابل تامل · کنجکاوگر · کنجکاوی انگیز
  • khire konande · انگیزنده · خواهان ساز · خیره کننده · قابل تامل · کنجکاوگر · کنجکاوی انگیز
  • دسیسه کار · پشت هم انداز
اضافه کردن

ترجمه های "intrigue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه