ترجمه "intriguer" به فارسی

دسیسه کار, پشت هم انداز بهترین ترجمه های "intriguer" به فارسی هستند.

intriguer noun دستور زبان

One who intrigues; one who forms plots, or pursues an object by secret means. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دسیسه کار

    she hissed viciously Anna Mikhaylovna : Intriguer!

    آن وقت رو به آنامیخائیلونا کرده کینتوزانه گفت: دسیسه کار!

  • پشت هم انداز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intriguer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "intriguer" با ترجمه به فارسی

  • (ادبیات) طرح داستان · (بسیار) خواهان و کنجکاو کردن · (قدیمی) گول زدن · (مسحور و شیفته کردن) خیره کردن · (مهجور) گیرانداختن · آغالش · آغالیدن · از راه دسیسه به دست آوردن · انتریگ · توطئه · توطئه چیدن · دسیسه · دسیسه کردن · رابطه ی عشقی محرمانه · سر وسر · سوسه · سوسه آمدن · شیفته کردن · فریفتن · مسامحه کردن · نقشه ی سری · هاج و واج کردن · گرفتار کردن · گیج کردن
  • khire konande · انگیزنده · خواهان ساز · خیره کننده · قابل تامل · کنجکاوگر · کنجکاوی انگیز
  • khire konande · انگیزنده · خواهان ساز · خیره کننده · قابل تامل · کنجکاوگر · کنجکاوی انگیز
اضافه کردن

ترجمه های "intriguer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه