ترجمه "intriguing" به فارسی
khire konande, انگیزنده, خواهان ساز بهترین ترجمه های "intriguing" به فارسی هستند.
intriguing
adjective
noun
verb
دستور زبان
Causing a desire to know more; mysterious. [..]
-
khire konande
-
انگیزنده
-
خواهان ساز
-
ترجمه های کمتر
- خیره کننده
- قابل تامل
- کنجکاوگر
- کنجکاوی انگیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intriguing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intriguing" با ترجمه به فارسی
-
دسیسه کار · پشت هم انداز
-
(ادبیات) طرح داستان · (بسیار) خواهان و کنجکاو کردن · (قدیمی) گول زدن · (مسحور و شیفته کردن) خیره کردن · (مهجور) گیرانداختن · آغالش · آغالیدن · از راه دسیسه به دست آوردن · انتریگ · توطئه · توطئه چیدن · دسیسه · دسیسه کردن · رابطه ی عشقی محرمانه · سر وسر · سوسه · سوسه آمدن · شیفته کردن · فریفتن · مسامحه کردن · نقشه ی سری · هاج و واج کردن · گرفتار کردن · گیج کردن
-
دسیسه کار · پشت هم انداز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن