ترجمه "inventorial" به فارسی

فهرستی, سیاهه ای, وابسته به دفترموجودی بهترین ترجمه های "inventorial" به فارسی هستند.

inventorial adjective دستور زبان

Of or pertaining to an inventory.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فهرستی

  • سیاهه ای

  • وابسته به دفترموجودی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inventorial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inventorial" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inventorial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه