ترجمه "inventorial" به فارسی
فهرستی, سیاهه ای, وابسته به دفترموجودی بهترین ترجمه های "inventorial" به فارسی هستند.
inventorial
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to an inventory.
-
فهرستی
-
سیاهه ای
-
وابسته به دفترموجودی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inventorial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inventorial" با ترجمه به فارسی
-
وظایف موجودی ها
-
موجودی
-
موجود کالا · موجودی · موجودی انبار
-
مدیریت موجودی با فروشنده
-
موجودیهای آب زیرزمینی
-
میانگین روزهای نگهداری موجودی
-
سیستم کنترل موجودی کالا
-
موجودی کالای ساخته شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن