ترجمه "irregularly" به فارسی
بطور بی قاعده, بطور نامنظم م بهترین ترجمه های "irregularly" به فارسی هستند.
irregularly
adverb
دستور زبان
In an irregular manner; without rule, method, or order. [..]
-
بطور بی قاعده
-
بطور نامنظم م
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " irregularly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن