ترجمه "irrelation" به فارسی
بی ارتباطی ی, بی نسبتی بهترین ترجمه های "irrelation" به فارسی هستند.
irrelation
noun
دستور زبان
The quality or state of being irrelative; lack of connection or relation.
-
بی ارتباطی ی
-
بی نسبتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " irrelation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "irrelation" با ترجمه به فارسی
-
نامربوط
-
بطور نامربوط · بی انکه وابستگی داشته باشد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن