ترجمه "joinder" به فارسی
همبست, همبندی, اتصال بهترین ترجمه های "joinder" به فارسی هستند.
joinder
noun
دستور زبان
(law) The joining a litigant to a suit. [..]
-
همبست
-
همبندی
-
اتصال
noun
-
ترجمه های کمتر
- تلاقی
- پیوستگی
- (حقوق) ادعای مشترک
- اتحاد شاکیان یا متهمان
- تلفیق روش ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " joinder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن