ترجمه "joiner" به فارسی
نجار, درودگر, همبستگر بهترین ترجمه های "joiner" به فارسی هستند.
joiner
noun
دستور زبان
A thing that joins two separate items, eg, software to connect video or music clips. [..]
-
نجار
nounThe joiner's foreman, Vavilov, and the record clerk, Isay, walked slowly past the mother.
یک استاد نجار موسوم به واوی لف و ایزائی ما مور حضور و غیاب بدون عجله از جلو مادر گذشتند.
-
درودگر
nounThe queen's joiner had contrived in one of Glumdalclitch's rooms.
درودگر ملکه در یکی از اطاقهای گلام دالکلیچ ساخته بود.
-
همبستگر
-
ترجمه های کمتر
- همبندگر
- چوبکار
- (عامیانه) ویژه گر ادغام شرکت ها و سازمان ها
- وصل کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " joiner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "joiner" با ترجمه به فارسی
-
اتصال مجازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن