ترجمه "judiciary" به فارسی

قضایی, قوه قضائیه, قضات بهترین ترجمه های "judiciary" به فارسی هستند.

judiciary noun دستور زبان

The court system and judges considered collectively, the judicial branch of government. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قضایی

    noun
  • قوه قضائیه

    system of courts that interprets and applies the law

    The judge — Tajikitan's judiciary is notoriously politically dependent — says that Qudratov offered him favours to drop the case, but did not bribe him.

    قاضی — قوه قضائیه تاجیکستان وابستگیهای سیاسی دارد– میگوید که کودراتوف به او وعدههایی داده اما رشوه نداده است.

  • قضات

  • ترجمه های کمتر

    • دادگاهی
    • دادرسان
    • روش کارکرد دادگاه
    • سازمان دادگستری
    • قوه ی قضاییه
    • نظام قضایی
    • وابسته به قضات و دادگاه ها و نحوه ی کار آنها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " judiciary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "judiciary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه