ترجمه "judiciousness" به فارسی
خردمندی, عاقلی, هوشمندی بهترین ترجمه های "judiciousness" به فارسی هستند.
judiciousness
noun
دستور زبان
the state of being judicious [..]
-
خردمندی
noun -
عاقلی
-
هوشمندی
noun
-
ترجمه های کمتر
- فراست
- عقل
- تشخیص درست
- قضاوت درست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " judiciousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "judiciousness" با ترجمه به فارسی
-
، محتاطانه، معقول · باتدبیر · بادرایت · دارای قضاوت درست · عاقل · عاقلانه · مدبر · مدبرانه
-
قضایی
-
از روی تشخیص صحیح · خردمندانه · عاقلانه
-
دعوی قضایی
-
شرط ضمن عقد
-
بی طرفانه · خردمندانه · دادگاهی · شایسته ی مقام قضاوت · طبق دستور قاضی یا دادگاه · قاضی مانند · قضایی · منصفانه · وابسته به عذاب الهی · وابسته به قضات و دادگاه ها و نحوه ی کار آنها · وابسته به مشیت الهی · ژرف بینانه
-
از نظر قضائی
-
شبه قضایی · نیمه قضایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن