ترجمه "judicious" به فارسی
عاقل, عاقلانه, باتدبیر بهترین ترجمه های "judicious" به فارسی هستند.
judicious
adjective
دستور زبان
Having, or characterized by, good judgment or sound thinking [..]
-
عاقل
adjectivewith luck you will be more judicious in this than i do
شانس با تو از من عاقل تر باش
-
عاقلانه
Oh,for some good spirit to suggest a judicious and satisfactory response!
اوه، پیشنهاد ارائه یک پاسخ عاقلانه و رضایت بخش برای یک روح خوب!
-
باتدبیر
-
ترجمه های کمتر
- بادرایت
- مدبرانه
- ، محتاطانه، معقول
- مدبر
- دارای قضاوت درست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " judicious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "judicious" با ترجمه به فارسی
-
قضایی
-
از روی تشخیص صحیح · خردمندانه · عاقلانه
-
دعوی قضایی
-
شرط ضمن عقد
-
بی طرفانه · خردمندانه · دادگاهی · شایسته ی مقام قضاوت · طبق دستور قاضی یا دادگاه · قاضی مانند · قضایی · منصفانه · وابسته به عذاب الهی · وابسته به قضات و دادگاه ها و نحوه ی کار آنها · وابسته به مشیت الهی · ژرف بینانه
-
از نظر قضائی
-
تشخیص درست · خردمندی · عاقلی · عقل · فراست · قضاوت درست · هوشمندی
-
شبه قضایی · نیمه قضایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن