ترجمه "knockdown" به فارسی

تاشو, کوبنده, سفری بهترین ترجمه های "knockdown" به فارسی هستند.

knockdown adjective verb noun دستور زبان

An act of knocking down or the condition of being knocked down. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاشو

  • کوبنده

  • سفری

  • ترجمه های کمتر

    • ضربه
    • از پای درآوردن
    • از پای درآورنده
    • به آسانی از هم باز شونده یا جدا شونده
    • جمع شدنی
    • خرد کننده
    • فرو اندازی
    • فرو کوبی
    • مشت کاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " knockdown " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "knockdown" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه