ترجمه "knocker" به فارسی
کوبه, ممه, (خودمانی - زننده) پستان بهترین ترجمه های "knocker" به فارسی هستند.
knocker
noun
دستور زبان
A device, usually hinged with a striking plate, used for knocking on a door. [..]
-
کوبه
He laid his hand quickly on the knocker and lifted it;
مسی و مادلن به تندی درست بر کوبه نهاد و آن را بلند کرد؛
-
ممه
noun -
(خودمانی - زننده) پستان
-
ترجمه های کمتر
- (شخص یا چیزی که ضربه می زند یا می کوبد) کوبشگر
- خرده گیر
- عیب جو
- چکش در
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knocker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "knocker" با ترجمه به فارسی
-
کوبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن