ترجمه "knockout" به فارسی

عالی, کوبنده, جانانه بهترین ترجمه های "knockout" به فارسی هستند.

knockout adjective noun دستور زبان

The act of making someone unconscious, or at least unable to come back on their feet within a certain period of time; a TKO. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عالی

    adjective

    After her 12th straight knockout, Frankie got a couple of good offers.

    بعد از ۱۲ پیروزی به فرنکی ۲ پیشنهاد واقعا عالی داده شد

  • کوبنده

  • جانانه

  • ترجمه های کمتر

    • جمال
    • معرکه
    • حسن
    • (مشت بازی) ضربه فنی (technical knockout هم می گویند)
    • (مشت یا ضربه و غیره) از پای درآورنده
    • (چیز یاشخص) بسیار گیرا
    • بسیار جالب
    • ضربه فنی
    • ناک اوت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " knockout " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "knockout" با ترجمه به فارسی

  • (مشت بازی) ضربه ی فنی · قطع مسابقه توسط داور (چون یکی از طرفین قادر به ادامه نیست)
  • (امریکا - خودمانی) دارو یا ماده ی مخدر که مخفیانه برای گیج یا بیهوش کردن در مشروب کسی بریزند
اضافه کردن

ترجمه های "knockout" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه