ترجمه "labored" به فارسی
سخت, ثقیل, حاکی از تقلای زیاد و بی بازده بهترین ترجمه های "labored" به فارسی هستند.
labored
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of labor. [..]
-
سخت
adjectiveAnd Snow labored for a long time with this great insight that everybody ignored.
و اسنو برای مدت زیادی در مورد این ایده که همه نادیده گرفتند، سخت کار کرد.
-
ثقیل
-
حاکی از تقلای زیاد و بی بازده
-
ترجمه های کمتر
- دشوار
- سنگین
- همراه با کار و زحمت
- پر زحمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " labored " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "labored" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا و کانادا) روز کارگر (نخستین دوشنبه ی سپتامبر)
-
گردش نیروی کار
-
عمله · فعله · کارگر روز مزد · کارگر غیرفنی
-
اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی
-
بودجه کار مستقیم
-
(وابسته به صنایعی که نیاز به کارگر زیاد دارند - در برابر: صنایع و اموری که نیاز به سرمایه ی زیاد دارند یا capital intensive) پرکارگر · کاربر · کارگیر
-
هزینه کار مستقیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن