ترجمه "laborer" به فارسی
عمله, کارگر, زحمت کش، محنت کش، کارگر، پیشه ور، رنجبر بهترین ترجمه های "laborer" به فارسی هستند.
laborer
noun
دستور زبان
One who uses body strength instead of intellectual power to earn a wage, usually hourly. [..]
-
عمله
nounYou're an artisan while he's just a laborer?
فکر میکنی تو یه مبارز حرفه ای هستی و سیمو فقط یه عمله است ؟
-
کارگر
nounWe heard you was loading a ship without the assistance of bona fide union labor.
به گوشمون خورده بدون اطلاع اتحاديه محترم کارگري داريد يک کشتي بارگيري ميکنيد.
-
زحمت کش، محنت کش، کارگر، پیشه ور، رنجبر
-
ترجمه های کمتر
- زحمتکش
- کارگر رنجبر
- شاگرد (انگلیس : labourer)
- فعله (کارگر ناآموخته)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laborer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "laborer" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا و کانادا) روز کارگر (نخستین دوشنبه ی سپتامبر)
-
گردش نیروی کار
-
عمله · فعله · کارگر روز مزد · کارگر غیرفنی
-
اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی
-
بودجه کار مستقیم
-
(وابسته به صنایعی که نیاز به کارگر زیاد دارند - در برابر: صنایع و اموری که نیاز به سرمایه ی زیاد دارند یا capital intensive) پرکارگر · کاربر · کارگیر
-
هزینه کار مستقیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن