ترجمه "languidly" به فارسی
آهسته, از روی بیحالی, از روی ضعف بهترین ترجمه های "languidly" به فارسی هستند.
languidly
adverb
دستور زبان
In a languid manner, without force or effort, in a manner requiring little energy or exertion. [..]
-
آهسته
adjective adverbIn reply Raskolnikov sank languidly back on the pillow
در جواب این سخنان راسکلنیکف آهسته بر بالش خود فرود آمد.
-
از روی بیحالی
-
از روی ضعف
-
بطور بیروح یا بی حالت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " languidly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن