ترجمه "limpet" به فارسی
خارهچسب, (جانور شناسی - نرم تن شکمپا از تیره های مختلف که بیشترشان آبزی اند و دارای یک صدف قیفی شکل هستند) لیمپت, آدم سمج بهترین ترجمه های "limpet" به فارسی هستند.
limpet
noun
دستور زبان
A small mollusc, of the family Patellidae with a conical shell found clinging to rocks in the intertidal zones of rocky shores. [..]
-
خارهچسب
-
(جانور شناسی - نرم تن شکمپا از تیره های مختلف که بیشترشان آبزی اند و دارای یک صدف قیفی شکل هستند) لیمپت
-
آدم سمج
-
صدف کوهی
nounI continued three days feeding on oysters and limpets
سه روز با خوردن صدف دریائی و صدف کوهی که به سنگها میچسبد به سر بردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limpet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "limpet"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن