ترجمه "limpid" به فارسی
زلال, صاف, شفاف بهترین ترجمه های "limpid" به فارسی هستند.
limpid
adjective
دستور زبان
Clear, transparent or bright. [..]
-
زلال
adjectiveBehind were the limpid pools, and we halted there till afternoon;
در پشت سر ما برکههای آب زلال قرار داشتند که با دیدن آنها تا بعد از ظهر در آنجا توقف کردیم.
-
صاف
adjective -
شفاف
adjective
-
ترجمه های کمتر
- سلیس
- فرانما
- نورانی
- ناپیدا
- واضح
- (آب یا آبگونه) صاف
- روشن و ساده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " limpid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "limpid" با ترجمه به فارسی
-
روشنی · زلالی · صافی · وضوح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن