ترجمه "locale" به فارسی

محل, منطقه, مکان بهترین ترجمه های "locale" به فارسی هستند.

locale noun دستور زبان

The place where something happens. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محل

    noun

    The local inhabitants did not look pleased at the prospect.

    ساکنان محل از این چشم انداز خشنود به نظر نمیرسیدند.

  • منطقه

    noun

    The localism of our time is networked powerfully.

    منطقه محوری امروز ما بسیار محکم در هم تنیده شده است .

  • مکان

    noun

    Beck drives her to an isolated locale where there'll be no witnesses.

    بک اونو به یک مکان دور میبره جایی که شاهدی نباشه

  • ترجمه های کمتر

    • جا
    • بودجا
    • بودگاه
    • اغاز
    • (به ویژه : محل رویداد چیزی در داستان وغیره) زمینه
    • اولویت های محلی
    • محل وقوع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " locale " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "locale" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "locale" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه