ترجمه "localization" به فارسی
تمرکز, تخصیص بیک ج, تدوین مراجع بهترین ترجمه های "localization" به فارسی هستند.
localization
noun
دستور زبان
The act of localizing. [..]
-
تمرکز
Ines from Austria copes with such conditions by focusing on the positive qualities of the local people.
اینس خواهری اهل اتریش با تمرکز کردن بر خصوصیات خوب مردمِ اکوادور قادر است این دشواریها را تحمّل کند.
-
تخصیص بیک ج
-
تدوین مراجع
The process of adapting a software product to reflect the needs for a locale.
-
ترجمه های کمتر
- تعیین جا
- محدویت بیکجا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " localization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "localization" با ترجمه به فارسی
-
اداره امور حکومت محلی
-
این فقط پیدا کردن راه حل های بهینه ی محلی را که محیط جست و جو را به شدت کاهش میدهد گازانتی میکند از این رو احتمال یافتن راه حل بهینه سرتاسری را محدود میکند
-
شبکه محلی
-
سر گذر
-
(علاقمندی به جای بخصوص)بودجای گرایی · بودگاه گرایی · تنگ نظری · رسم بودگاه · واژه ی بودگاهی · ویژگی بودگاهی
-
فروش داخلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن