ترجمه "locate" به فارسی
یافتن, (در محلی) بودن, جا گرفتن بهترین ترجمه های "locate" به فارسی هستند.
locate
verb
دستور زبان
(transitive) To place; to set in a particular spot or position. [..]
-
یافتن
verbTo locate examples, see the Watch Tower Publications Index 1986-2000, under “Illustrations.”—Published in a number of languages by Jehovah’s Witnesses.
برای یافتن نمونههای دیگر میتوان به «فهرست الفبایی نشریات برج دیدهبانی ۱۹۸۶-۲۰۰۰» ( انگل.) زیر عنوان Illustrations چاپ شاهدان یَهُوَه رجوع کنیم.
-
(در محلی) بودن
-
جا گرفتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- جایابی کردن
- جایمند کردن یا شدن
- جایگزین کردن یا شدن
- حدود و ثغور چیزی (مثلا معدن مورد ادعا یا زمین و غیره) را تعیین کردن
- قرار دادن
- قرار داشتن
- محل یابی
- محل یابی کردن
- مرزیابی کردن
- مستقر کردن
- پیدا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " locate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "locate" با ترجمه به فارسی
-
برطبق مکان
-
مکان تخیلی
-
(سینما) محل فیلمبرداری (در خارج از استودیو) · بودگاه · تثبیت موقعیت · تعیین جا · تعیین محل · جا · جايگاه · جایمندی · محل · محل نصب · موقعیت · مکان
-
تثبیت موقعیت · تعیین جا · تعیین محل · جا · محل نصب
-
موقعیتیاب
-
اقتصاد كينزي · تئوریهای اقتصادی · دكترينهاي اقتصادي · ضرايب افزايش · قوانين اقتصادي · مكتبهاي اقتصادي · نظريه ارزش · نظريه تعادل · نظريه توسعه · نظريههاي مكانيابي · نظریه اجاره · نظریه رشد · نظریههای اقتصادی
-
حسگر مکان
-
تصویر نقشهٔ موقعیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن