ترجمه "locally" به فارسی

موضعی, از محل, به طور محلی بهترین ترجمه های "locally" به فارسی هستند.

locally adverb دستور زبان

With respect to place; in place; as, to be locally separated or distant [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موضعی

    This was done under local anesthesia, as an outpatient.

    این کار فقط با بی حسی موضعی و به صورت سرپایی انجام شده است.

  • از محل

    A list of secure locales hidden throughout Florence.

    يه ليست از محل هاي مخفي امن توي فلورانس.

  • به طور محلی

    that can be constructed locally and serviced locally?"

    که بتوان آن را به طور محلی ساخت و مورد استفاده قرار داد ؟

  • ترجمه های کمتر

    • به طور موضعی
    • در بودگاه
    • در سطح منطقه
    • در محل
    • محدود به محل بخصوص
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " locally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "locally" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "locally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه