ترجمه "loosened" به فارسی

loosened adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of loosen. [..]

ترجمه خودکار " loosened " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"loosened" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای loosened در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "loosened" با ترجمه به فارسی

  • تجهيزات آمادهسازي خاك · تجهيزات نرمكردن خاك · تجهیزات خاکورزی
  • آبکی کردن · باز كردن · بازکردن · رها کردن یا شدن · سست کردن · شل كردن · شل کردن · شل کردن یا شدن · لق کردن · لقاندن · لینت دادن · نرم کردن · وارفتن · ول کردن · پرداختن
  • آبکی کردن · باز كردن · بازکردن · رها کردن یا شدن · سست کردن · شل كردن · شل کردن · شل کردن یا شدن · لق کردن · لقاندن · لینت دادن · نرم کردن · وارفتن · ول کردن · پرداختن
اضافه کردن

ترجمه های "loosened" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه