ترجمه "mannered" به فارسی

تصنعی, تصنعي, پرتصنع بهترین ترجمه های "mannered" به فارسی هستند.

mannered adjective دستور زبان

Having manners or (often excessive) mannerisms. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصنعی

    adjective

    There was something glad in your glance, and genial in your manner

    در نگاهت یک حالت شاد به چشم میخورد و رفتارت تصنعی نبود.

  • تصنعي

  • پرتصنع

  • ترجمه های کمتر

    • ساختگی
    • (با هایفن به کار می رود) دارای رفتار بخصوص
    • - رفتار
    • دارای ادا و اطوار
    • دارای طرز یا سبک بخصوص
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mannered " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mannered" با ترجمه به فارسی

  • ادا · رسوم
  • آداب شغلی
  • با ادب · باتربیت · خوش رفتار · مودب
  • (جمع) سلوک · (طرز) رفتار · (هنر و ادبیات و غیره) سبک · آداب (ادب) · ادب · اسلوب · باب روز · جور · خو · راه · رسم · رفتار · رفتار اجتماعی · روال · روش · رویه · سنت ها · طرز · طریق · طور · عادت · قسم · لحن · نزاکت · نوع · هنجار · گونه
  • (ادبیات و هنر و سخن و رفتار) تصنع · (سخن و رفتار) ویژگی · ادا و اطوار M( -3 بزرگ) مانریسم (سبک هنری قرن 61 که ویژگی آن تصنع و دوری از واقعیات و توازن های کلاسیک بود) · تظاهر · تیغه شمشیر · خصوصیات اخلاقی · خو · خودنمایی · شیوهگرایی · ضعف · طبیعت ویژه · ظاهرسازی · عادت · ناز · نقطه ضعف · وانمود · وانمودگری · ژست
  • بد رفتار · بی ادب · دهاتی مانند
  • table manners
  • شیوه تولید
اضافه کردن

ترجمه های "mannered" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه