ترجمه "mannerism" به فارسی

عادت, ضعف, شیوهگرایی بهترین ترجمه های "mannerism" به فارسی هستند.

mannerism noun دستور زبان

Exaggerated or effected style in art, speech, or other behavior. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عادت

    noun

    Let's settle this war in the old manner.

    بيا اين جنگو طبق عادت قديمي برگزار کنيم.

  • ضعف

    noun
  • شیوهگرایی

  • ترجمه های کمتر

    • وانمودگری
    • ظاهرسازی
    • ژست
    • خودنمایی
    • تظاهر
    • ناز
    • وانمود
    • خو
    • (ادبیات و هنر و سخن و رفتار) تصنع
    • (سخن و رفتار) ویژگی
    • ادا و اطوار M( -3 بزرگ) مانریسم (سبک هنری قرن 61 که ویژگی آن تصنع و دوری از واقعیات و توازن های کلاسیک بود)
    • تیغه شمشیر
    • خصوصیات اخلاقی
    • طبیعت ویژه
    • نقطه ضعف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mannerism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mannerism noun دستور زبان

(art) A style of art developed at the end of the High Renaissance, characterized by the deliberate distortion and exaggeration of perspective and especially the elongation of figures. [..]

+ اضافه کردن

"Mannerism" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mannerism در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "mannerism" با ترجمه به فارسی

  • ادا · رسوم
  • آداب شغلی
  • با ادب · باتربیت · خوش رفتار · مودب
  • (جمع) سلوک · (طرز) رفتار · (هنر و ادبیات و غیره) سبک · آداب (ادب) · ادب · اسلوب · باب روز · جور · خو · راه · رسم · رفتار · رفتار اجتماعی · روال · روش · رویه · سنت ها · طرز · طریق · طور · عادت · قسم · لحن · نزاکت · نوع · هنجار · گونه
  • (با هایفن به کار می رود) دارای رفتار بخصوص · - رفتار · تصنعي · تصنعی · دارای ادا و اطوار · دارای طرز یا سبک بخصوص · ساختگی · پرتصنع
  • بد رفتار · بی ادب · دهاتی مانند
  • table manners
  • شیوه تولید
اضافه کردن

ترجمه های "mannerism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه