ترجمه "manners" به فارسی

ادا, رسوم بهترین ترجمه های "manners" به فارسی هستند.

manners noun دستور زبان

Plural form of manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادا

    noun

    He had a sweet, low manner of speaking, and pronounced his words

    وی با لحنی بسیار شیرین و آرام صحبت و کلمات را صحیح و سلیس ادا میکرد.

  • رسوم

    noun

    I know that you've neverthought much of my manners or my intellect, G.

    ميدونم که تو هيچ وقت به آداب و رسوم يا سابقه من فکر نکردي جي.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " manners " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "manners" با ترجمه به فارسی

  • آداب شغلی
  • با ادب · باتربیت · خوش رفتار · مودب
  • (جمع) سلوک · (طرز) رفتار · (هنر و ادبیات و غیره) سبک · آداب (ادب) · ادب · اسلوب · باب روز · جور · خو · راه · رسم · رفتار · رفتار اجتماعی · روال · روش · رویه · سنت ها · طرز · طریق · طور · عادت · قسم · لحن · نزاکت · نوع · هنجار · گونه
  • (با هایفن به کار می رود) دارای رفتار بخصوص · - رفتار · تصنعي · تصنعی · دارای ادا و اطوار · دارای طرز یا سبک بخصوص · ساختگی · پرتصنع
  • (ادبیات و هنر و سخن و رفتار) تصنع · (سخن و رفتار) ویژگی · ادا و اطوار M( -3 بزرگ) مانریسم (سبک هنری قرن 61 که ویژگی آن تصنع و دوری از واقعیات و توازن های کلاسیک بود) · تظاهر · تیغه شمشیر · خصوصیات اخلاقی · خو · خودنمایی · شیوهگرایی · ضعف · طبیعت ویژه · ظاهرسازی · عادت · ناز · نقطه ضعف · وانمود · وانمودگری · ژست
  • بد رفتار · بی ادب · دهاتی مانند
  • table manners
  • شیوه تولید
اضافه کردن

ترجمه های "manners" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه