ترجمه "mashy" به فارسی

خیسانده, کوبیده, نرم بهترین ترجمه های "mashy" به فارسی هستند.

mashy adjective noun دستور زبان

Produced by crushing or bruising; resembling, or consisting of, a mash [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیسانده

  • کوبیده

    adjective
  • نرم

    noun
  • نام یکی از چوگانهای آهنی که در بازی گلف بکار میرود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mashy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mashy" با ترجمه به فارسی

  • (بازی گلف) آهن شماره ی 5
اضافه کردن

ترجمه های "mashy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه