ترجمه "mightiness" به فارسی
توانایی, قدرت, عظمت بهترین ترجمه های "mightiness" به فارسی هستند.
mightiness
noun
دستور زبان
The property of being mighty. [..]
-
توانایی
thou high and mighty Pilot!
تو بلد بلد و توانایی!
-
قدرت
nounScarlett Butler tumbled from her high and mighty place!
اسکار لت باتلر ، این است آن زن بلند پرواز و پر قدرت !
-
عظمت
anyone west of Burren Junction had heard of mighty Drogheda.
هرکس که در غروب تقاطع بورن زندگی میکرد از عظمت درویدا چیزهایی شنیده بود.
-
ترجمه های کمتر
- زور
- انرژی
- نیرو
- بزرگی
- زور مندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mightiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mightiness" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) بسیار · بزرگ · بسیار · بسیار محکم · تهمتن · توانمند · توانگر · خیلی · زیاد · سترگ · سهمگین · شدید · قدرتمند · قدیر · مقتدر · نیرومند · هزبر · پرتوان · پرزور · یک دنیا
-
استبدادی · بی چون وچرا · دارای اختیار · دارای برجستگی · قطعی
-
سلطان مقتدر، والامقام مقتدر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن