ترجمه "mighty" به فارسی
هزبر, بزرگ, قدرتمند بهترین ترجمه های "mighty" به فارسی هستند.
mighty
adjective
noun
adverb
دستور زبان
Influential, powerful beings. [..]
-
هزبر
very strong, possessing might
-
بزرگ
adjectiveThe spirit of mighty days at that portentous moment made its descenton that unknown man.
روح ایام بزرگ در این دقیقه شوم در این مرد ناشناس نفوذ کرد.
-
قدرتمند
With our help, they rose from the dust, became great and mighty.
با کمک ما ، آن ها پرورش یافتند و قدرتمند و توانا شدند.
-
ترجمه های کمتر
- نیرومند
- خیلی
- بسیار
- پرتوان
- توانمند
- شدید
- قدیر
- مقتدر
- توانگر
- زیاد
- سهمگین
- تهمتن
- پرزور
- سترگ
- (عامیانه) بسیار
- بسیار محکم
- یک دنیا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mighty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mighty
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Mighty" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mighty در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "mighty" با ترجمه به فارسی
-
استبدادی · بی چون وچرا · دارای اختیار · دارای برجستگی · قطعی
-
سلطان مقتدر، والامقام مقتدر
-
انرژی · بزرگی · توانایی · زور · زور مندی · عظمت · قدرت · نیرو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن