ترجمه "miscarriage" به فارسی

سقط جنین, سقط, سقط جنين بهترین ترجمه های "miscarriage" به فارسی هستند.

miscarriage noun دستور زبان

(now rare except in miscarriage of justice) A failure; a mistake or error. [from 16th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سقط جنین

    noun

    I know five women at work who've had miscarriages.

    پنج تا زن سر کار می شناسم که سقط جنین کردن.

  • سقط

    noun

    I know five women at work who've had miscarriages.

    پنج تا زن سر کار می شناسم که سقط جنین کردن.

  • سقط جنين

    Based on your hormone levels, you've had a miscarriage.

    بر اساس سطح هورمون هاتون دچار سقط جنين شديد

  • ترجمه های کمتر

    • سقط خودبهخودی
    • افکانگی
    • بدرسانی
    • نارسانی
    • ناکامی
    • (مواجه شدن با) شکست
    • (پست و محموله و غیره) به مقصد نرسیدن
    • افکانه شدگی
    • بچه انداختن (خود به خود یا به طورطبیعی - با عمدا بچه انداختن یا abortion فرق دارد)
    • بی نتیجگی
    • سقط جنین غیرعمدی
    • عدم توفیق
    • عدم تکامل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " miscarriage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "miscarriage" با ترجمه به فارسی

  • بيماري مبهم خوكي · بچهاندازي كبود خوکی · نشانگان تنفسی و تناسلی خوکی · نشانگان سقط همهگير خوکی
  • سقط مکرر
اضافه کردن

ترجمه های "miscarriage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه