ترجمه "miscarry" به فارسی

افکانه کردن, بچه انداختن, سقط کردن بهترین ترجمه های "miscarry" به فارسی هستند.

miscarry verb دستور زبان

To abort a foetus, usually without intent to do so; to experience a miscarriage. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افکانه کردن

  • بچه انداختن

  • سقط کردن

    verb

    Doctors and nurses all confirm that she miscarried.

    دکترها و پرستارها همشون تأیید میکنن که اون سقط کرده

  • ترجمه های کمتر

    • صدمه دیدن
    • ناکام شدن
    • نتیجه ندادن
    • نرسیدن (به مقصد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " miscarry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "miscarry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه