ترجمه "modesty" به فارسی
آزرم, عفت, تواضع بهترین ترجمه های "modesty" به فارسی هستند.
modesty
noun
دستور زبان
The quality of being modest; having a limited and not overly high opinion of oneself and one's abilities. [..]
-
آزرم
the quality of being modest
He saw only her long chestnut lashes, permeated with shadow and modesty.
چیزی جز مژگان بلند بلوطی او که آغشته در سایه و در آزرم بود ندید.
-
عفت
nounThere is no more modesty in the one case than in the other.
اینجا هم مثل آنجا اثری از عفت نیست.
-
تواضع
Oh, come on, false modesty won't work here.
بیخیال ، تواضع الکی اینجا جواب نمی ده
-
ترجمه های کمتر
- فروتنی
- حجب
- شرم
- حیا
- اعتدال
- وقار
- خشوع
- خضوع افتادگی
- سادگی و بی پیرایگی
- شکسته نفسی
- میانه روی
- کم ادعایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " modesty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن