ترجمه "modification" به فارسی
اصلاح, تغییر, تعدیل بهترین ترجمه های "modification" به فارسی هستند.
modification
noun
دستور زبان
a change to an organism as a result of its environment that is not transmissable to offspring [..]
-
اصلاح
modification technologies and enhancement technologies that we use.
فناوری های دیگر اصلاح و بهبود وجود دارند که استفاده میکنیم.
-
تغییر
nounWithout the Redeemer, the inherent hope and joy evaporate, and repentance becomes simply miserable behavior modification.
بدون بازخریدار، امید و لذّت ذاتی تبخیر می شود، و توبه بسادگی تغییر رنج آور رفتار می شود.
-
تعدیل
Since his arrival in Sulaco the colonel's ideas had undergone some modification.
عقاید و نظرات سرهنگ از زمان ورودش به سولاکو تا حدی تعدیل شده بودند.
-
ترجمه های کمتر
- دگرش
- پیرایش
- میانسانی
- دگرگونی
- محدود
- (زبانشناسی : تغییر تکواژ مثلا تبدیل foot به feet یا bath به bate) واژدگرش
- (زیست شناسی : دگرگونی اندام یا سازواره در اثر محیط که موروثی نمی شود) دگرش اندام
- تعدیل معنی
- تغییر شکل جزیی
- جرح و تعدیل کم
- میان سان سازی
- نتیجه ی تغییر شکل جزئی
- چم دگرش
- کاهش ناچیز
- کم دگردیسی
- کم کاهش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " modification " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "modification" با ترجمه به فارسی
-
اصلاح رفتار · تعدیل رفتار
-
پیرایش پسارونویسی
-
(روان شناسی) تعدیل رفتار · اصلاح رفتار · تعدیل رفتار، اصلاح رفتار، تغییر رفتار · میان سان سازی رفتار (behavioral modification هم می گویند)
-
تغییر دهنده
-
اصلاح کیفیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن