ترجمه "monarchy" به فارسی
پادشاهی, سلطنت, شهریاری بهترین ترجمه های "monarchy" به فارسی هستند.
monarchy
noun
دستور زبان
A government with a hereditary head of state (whether as a figurehead or as a powerful ruler). [..]
-
پادشاهی
nounform of government with a hereditary head of state [..]
for the oppressed millions groaning under the heel of European monarchies and Oriental despotisms;
برای میلیونها نفر که زیر چکمهی کشورهای پادشاهی اروپا و کشورهای استبدادی شرق مینالند؛
-
سلطنت
nounform of government with a hereditary head of state
I'm done helping you, and the monarchy, and France.
دیگه کمک کردن به تو یا فرانسه. یا سلطنت تمومه!
-
شهریاری
noun
-
ترجمه های کمتر
- شاهی
- (نادر) حکومت مطلقه
- تک سالاری
- رژیم سلطنتی
- سلطنت مطلقه
- کشور پادشاهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monarchy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "monarchy" با ترجمه به فارسی
-
سلطنت ژوئیه فرانسه
-
پادشاهی دوگانه
-
پادشاهی مشروطه
-
حکومت مطلقه · پادشاهی مطلقه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن